تفاوت رابط کاربری و تجربه کاربری

فرق طراحی رابط کاربری (UI) و تجربه کاربری (UX)

شاید واسه شمام پیش اومده که در صحبتای عامیانه بشنوین رابط کاربری سایت و یا برنامه ای خوبه اما تجربه کاربری ضعیفی داره و یا مواردی مشابه. باحال اینجاس که بیشتر این افراد اطلاعات چندانی در مورد رابط کاربری (UI)،تجربه کاربری (UX) و فرق اونا باهم ندارن. ما می خوایم در این مقاله به بررسی رابط کاربری،تجربه کاربری و فرق این دو بپردازیم.

طراح رابط کاربری (UI) و هم اینکه طراح تجربه کاربری (UX) هر دو واسه رسیدن به محصول پایانی مناسب لازمن و باید با همدیگه همکاری داشته باشن. با اینحال نقشا و وظایف این دو با همدیگه فرق زیادی داره. طراحی تجربه کاربری موضوعی تحلیلی و تکنیکاله، در حالی که طراحی رابط کاربری بیشتر نزدیک به چیزیه که ما به عنوان طراحی گرافیک می شناسیم، هرچند وظایف بیشتر و پیچیده تری داره.

اگه شما یه محصول رو به مانند بدن آدم در نظر بگیرین، کدها همون استخوانایی هستن که به بدن شکل میدن. انداما هم نمایانگر طراحی تجربه کاربری هستن که ورودیای بدن آدم رو واسه باقی موندن اندازه گیری و بهینه سازی می کنن. طراحی رابط کاربری هم مانند نمای خارجی بدنه، مانند احساسات و عکس العملا و کلا چیزی که از بیرون دیده می شه.

راهول ورشنی از موسسین شرکت foster.fm در این باره میگه:

طراحی رابط کاربری و طراحی تجربه کاربری از گیج کننده ترین بحثا در کار ما هستش و بسیاری این دو معنی رو اشتباه استفاده می کنن. یه رابط کاربری بدون تجربه کاربری مانند یه نقاشه که بدون هیچ ایده و تفکری قلمش رو روی بوم میکشه.

در حالی که یه تجربه کاربری بدون رابط کاربری مانند یه قالب مجسمه تو خالیه. یه حس ایده آل به وجود اومده به وسیله محصول با یه طراحی تجربه کاربری خوب شروع می شه، که در ادامه اش طراحی رابط کاربری خوب قرار میگیره. هر دوی اونا واسه رسیدن به یه محصول موفق لازم ان.

طبق تعریفی که در ویکی پدیا اومده طراحی تجربه کاربر (UXD یا UED) روند بهبود رضایت مشتری و وفاداری اون با بهبود توانایی استفاده، سهولت استفاده و لذتای ارائه شده در تعامل بین مشتری و محصوله.

ممکنه در نظرتون این تعریف مبهم باشه، هم اینکه هیچ اشاره ای هم به تکنولوژی و مفاهیم دیجیتال نکرده باشه. کلا خلاصه کردن یه روند به شکل چند کلمه همیشه چیزی سخت بوده.

دیجیتال

بعضی از ابهامات در تعاریف به دلیل تازه و نو بودن این مفهومه. دُن نورمن، دانشمند علوم شناختی و موسس گروه مشاوره طراحی نیلسون نورمن درباره اهمیت تجربه کاربری میگه:

تجربه کاربری تموم جنبه های تعامل کاربر با شرکت، خدمات و اجناس شرکت رو شامل می شه.

طراح تجربه کاربری (UX) باید به طور فعالانه در روند تحقیق، آزمایش، پیشرفت، محتوا و نمونه سازی واسه آزمایش کیفیت محصول مشارکت داشته باشه. طراحی تجربه کاربر یه معنی غیر دیجیتال و مربوط به علوم شناختیه، اما کلا در بخش دیجیتال تعریف و استفاده کرده می شه.

هر چند طراحی رابط کاربری مفهومی قدیمی تر بوده و بیشتر ازش استفاده شده، اما به دلیل برداشتای غلط بسیار، پیدا کردن پاسخی واسه سوال “طراحی رابط کاربری چیه؟” چیزی سخته. در حالی که تجربه کاربر، یه سری از وظایف متمرکز بر بهینه سازی محصول واسه استفاده همراه با لذت کاربر و افزایش کاراییه، طراحی رابط کاربری مکمل اون هستش و شکل و ظاهر، حس و جذابیت محصول رو در بر میگیره. مثل طراحی تجربه کاربری، طراحی رابط کاربری هم نقشی چند وجهی و رقابت برانگیزه. طراح رابط کاربری مسئول تبدیل محتوا،طرح و ظاهر یه محصول به تجربه ای جذاب واسه کاربره.

بر خلاف رابط کاربری (UI)، تجربه کاربری (UX) مفهومی به طور کامل دیجیتاله. نقش طراحی رابط کاربری واسه هر رابط دیجیتال و کاربران اون در مورد احساس به وجود اومده به وسیله برند و اعتماد به برند نقشی بسیار مهم و لازمه. هرچند پیشرفت حس به وجود اومده به وسیله برند و اعتماد به برند به طور خاص وظیفه طراح رابط کاربری نیس، اما طراحی رابط کاربری اجناس برند بر این دو موضوع اثر میذاره.

آخرین وظیفه طراح رابط کاربری هم اجرا طراحی به کمک یه پیشرفت دهنده س. در گذشته فرقی میان طراح رابط کاربری و پیشرفت دهنده قائل نمی شدن. اما امروزه طراح وب (که در واقع همون طراح رابط کاربریه که توانایی کدنویسی داره) به عنوان طراح رابط کاربری شناخته می شه. در حالی که طراح تجربه کاربری احتیاجی به کدنویسی نداره. طراحی رابط کاربری کاریه که براساس ساخت رابط کاربریایی جذاب با گذشت زمان تکیه داره و با گذشت زمان دچار تکامل و تغییر می شه.

واقعا طراحی رابط کاربری سه بخش از محصول رو تشکیل میده:

  •  Sense: شامل عمل و عکس العمل محصول در مورد ورودی کاربر و یا محیطای نمایش فرق داره
  •  Skin : شامل نمایش چشمی و گرافیکی محصوله
  • Makeup :شامل دستورالعملا و نکات و راهنماهاییه که کمک می کنه کاربر تجربه بهتری داشته باشه.

رابط کاربری (UI) و تجربه کاربری (UX)، مکمل یکدیگرند

UI و UX مکمل همدیگه شناخته می شن. هر دوی اونا در محصول واسه ایجاد تجربه ای دلنشین واسه کاربر لازم ان و نمیشه یکی رو بر دیگری بهتر دونست.

هلگا مورنو ،طراح و کارشناس، در مقاله “فاصله بین UX  و UI” و “فرق UI و UX” در اینباره میگه:

چیزی که عالی به نظر می رسه اما کار کردن با اون سخته نمایانگر UI خوب و UX ضعیفه، و برخلاف اون چیزی که کارکردن با اون ساده  است و ظاهری بد داره، نمایانگر UX خوب و UI  ضعیفه.

در ادامه ده مورد از متدهای طراحی سایت که در سال ۲۰۱۶ مورد استقبال طراحان سایت قرار گرفته رو واسه شما لیست کردیم:

  1. Microinteractions
  2. Cards
  3. Minimalist Design
  4. Flat & Material Design Hybrid
  5. Rich Animations
  6. Dramatic Typography
  7. More Vibrant Colors
  8. Long Scrolling
  9. HD Visuals
  10. Illustrations

تفاوت تجربه کاربری و کاربردپذیری

تجربه کاربری (UX) و کاربردپذیری (Usability)

تجربه کاربری (UX) از جمله عبارت هاییه که امروزه در هر زمینه ای از اون صحبت می شه، از طراحی سایت و اپلیکیشن گرفته تا طراحی اجناس فیزیکی در کارخانه ها و کمپانیای ساخت ماشین. اما این تجربه کاربری که امروزه همه جا اسمش شنیده می شه، چه فرقی با کاربردپذیری (Usability) داره؟

تجربه کاربری و کاربردپذیری مثل جاده

در سالای اولیه عصر اینترنت، فرق کاربردپذیری و تجربه کاربری (UX) به کمک معنی آنالوژی (قیاس) جاده مطرح می شد. اگه جاده ای پهن و مستقیم باشه و کاربر رو از نقطه A به B برسونه، این جاده کاربرد پذیره.

اما ممکنه جاده ای حوصله سر بر، بدون برانگیختن احساسات فرد باشه. جاده ای که احساسات فرد رو بر انگیزد و منظره، هوا و عطر و بوی خوبی داشته باشه جاده ای با تجربه کاربری خوبه.

سوالی که اینجا پیش میاد اینه که تجربه کاربری بدون کاربردپذیری ممکنه؟ در جواب باید گفت بله ممکنه. معنی کاربردپذیری و تجربه کاربری دو معنی جدا از هم هستن و با همدیگه فرق دارن. مثلا ممکنه سایتی حوصله سر بر و کاربردی باشه و یا سایتی قشنگتر، جذاب و گشتن در اون لذت بخش باشه اما واسه کاربر کاربردی نباشه. اما به جای ساختن این نوع سایتا به چه دلیل سایتی طراحی نکنیم که هر دوی این ویژگیا رو داشته باشه؟

 

کاربردپذیری و تجربه کاربری مثل هرم مازلو

واسه بررسی رابطه بین کاربردپذیری و تجربه کاربری بهتره نگاهی به هرم سلسله مراتب نیازای آبراهام مازلو داشته باشیم. بیایید فرض کنیم که تموم وب سایتا متناسب با این سلسله مراتب هستن.

اولین احتیاجی که باید سایت شما بر طرف کنه اینه که درست کار کنه و باگی در طراحی سایت شما وجود نداشته باشه.

دومین نیاز، پس از نیاز سایت شما به درست کار کردن مسئله کاربردپذیریه. سایت شما باید کاربردپذیر باشه و کار کردن با اون راحت باشه. باید به کاربران کمک کنه که خیلی راحت به هدفشون در سایت برسن و یا محتوای مورد نظرشون رو پیدا کنن.

در آخر هم عامل جذابیت و لذت بخش بودن نقش گیلاس روی کیک رو بازی می کنه. کار کردن با سایت شما سرگرم کننده س؟ کار کردن با سایت شما واسه کاربر لذت بخشه؟

گیلاس

در حالی که کاربردپذیری بیشتر نگرانی اش روی سادگی کار با سایته، تجربه کاربری (UX) در عمل در فضایی بین لذت بخش بودن سایت و کاربردپذیری اون قرار میگیره. تعامل بین دو عامل لذت بخش بودن و کاربردپذیری تجربه کاربری رو واسه کاربر پایانی تعریف می کنه و اگه یکی از عاملا مشکل داشته باشه احتمال به خطر افتادن و ضعیف شدن تجربه کاربری خیلی زیاده.

همونطور که گفته شد، تجربه کاربری و کاربردپذیری دو معنی متفاوت با همدیگه هستن اما تعامل این دو با همدیگه می تونه سایتایی عالی به وجود بیاره. استیو جابز یکی از کسائی بود که به این موضوع پی برده بود و زودتر از بسیاری دیگه این مسئله رو درک کرده بود.

استیو جابز از پیشگامان تجربه کاربری بود. اون اهمیت خاصی واسه تجربه کاربری قائل بود و این یکی از عوامل مهم موفقیت اون تو یه بازار اشباع شده با رقابت شدید بود. خروجی اونم کالاهایی بود که به کار گیری اونا واسه کاربر بسیار کاربردی و لذت بخش بود. این مسئله درسی به ما میده که می تونیم از اون در طراحی سایت یا راه انداختن کار و کاسبی اینترنتی خود و حتی همه تلاشا جهت پیشرفت یه کار و کاسبی بهره بگیریم.

در ادامه واسه آشنایی بیشتر با تجربه کاربری شما رو به خوندن مقاله فرق تجربه کاربری با رابط کاربری دعوت می کنیم.

 

تفاوت تبلیغات و بازاریابی

فرق بازاریابی و تبلیغات چیه؟

افراد زیادی هستن که بازاریابی و تبلیغات رو جدا از هم نمی دونن و از هر دو کلمه به یه منظور استفاده میکنن. با این که هر دو مهم و اساسی هستن و تاثیر بالایی بر موفقیت تجارت شما دارن ولی مفاهیم متفاوتی از همدیگه دارن. شناخت درست فرق بازاریابی و تبلیغات و استفاده درست هرکدوم بر پیشرفت شما موثر میشه.

در اول اجازه بدین تا هریک رو به شکل جدا از هم تعریف کنیم و پس از اون به بررسی فرق تبلیغات و بازاریابی بپردازیم.

تبلیغات چیه؟

معرفی و نمایش خدمات یا اجناس شرکت شما به مشتریان الان و بالقوه؛ با پرداخت پول و از راه شرکتها و فرصتهای جانبی مانند سایتهای اینترنتی و بیلبورد رو تبلیغات می گیم. (Advertising)

بازاریابی چیه؟

مجموعه فعالیتاتون واسه آموزش و تشویق آدما به انتخاب خدمات یا اجناس شما در میان رقبا رو بازاریابی می گیم. بازاریابی در واقع شامل بخشایی کوچکتر مانند چگونگی تبلیغات، شناخت مشتریان، پشتیبانی خدمات و اجناس و جذب رضایت مشتریان واسه تشویق به همکاری دوباره با شما می شه. مجموعه این فعالیتا شما رو در جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان قدیمی کمک می کنه. (Marketing)

پس از تعریف و شناخت هر کدوم از  این دو معنی، درک بهتری نسبت به فرق اونا داریم، تبلیغات در عمل به عنوان بخشی از روند بازاریابی عمل می کنه و جداگونه از اون نیس. وظیفه تبلیغات معرفی قسمت مشخصی از خدمات شما بوده و به معنی تعیین روشای هدف دار لازم واسه چگونگی، جا و زمان معرفی محصولاته.

مثلا تعیین چگونگی تبلیغات شما در میان گزینه هایی مانند روزنامه ها، سایتهای اینترنتی، ایمیل مارکتینگ، تبلیغات محیطی، رادیو و تلویزیون برعهده بخش بازاریابی بوده و برنامه ریزی زمان نمایش و محل قرار گرفتن این تبلیغات رو هم شامل میشه. تبلیغات گرون ترین بخش در بازاریابیه و به خاطر همین خیلی خیلی مهمه.

برنامه ریزی

  • شناخت بازار
  • شناسایی مشتریان هدف
  • تعیین روش هدف دار فروش
  • خدمات پشتیبانی
  • ارتباطات کاری
  • قیمت گذاری اجناس و خدمات
  • قیمت

  • تبلیغات
  • و …

تبلیغات هم یه برش از این کیک بوده و نقش مهمی در موفقیت شما داره، ولی واسه رسیدن به بیشترین بازدهی هماهنگی کافی بین اون و بقیه بخشای بازاریابی لازمه. روند بازاریابی نیازمند صرف زمان و هزینه بوده و اندازه بازدهی اون در دراز مدت قابل اندازه گیریه.

فرق بازاریابی سنتی با بازاریابی اینترنتی

بازاریابی سنتی معمولا روی روشای برونگرا (Outbound Marketing) و ایجاد معطلی در زندگی روزانه افراد متمرکز بوده و از کانالایی مانند:

  • تبلیغات در رادیو و تلویزیون
  • بلیبورد تبلیغاتی
  • تبلیغات در مترو
  • تبلیغات در روزنامه، مجله و …

استفاده می کنه. کارایی این روش ها به دلیل حجم بالای تبلیغات و بی حوصلگی مردم از این بمباران اطلاعاتی، روز به روز در حال کاهشه.

در مقابل بازاریابی اینترنتی قرار داره که بیشتر براساس روشای درونگرا یا جاذبه ای (Inbound Marketing) بوده و از کانالایی مانند:

  • سایت و وبلاگ
  • موتورهای جستجو (مانند گوگل)
  • شبکه های اجتماعی (مانند اینستاگرام، تلگرام، لینکدین و …)
  • تبلیغات بنری و کلیکی
  • ایمیل مارکتینگ
  • و …

 استفاده می کنه. مزیت بزرگ روشای بازاریابی اینترنتی اندازه گیری اندازه تاثیر اون به طور دقیقه. در واقع به دلیل وجود وسایل آمارگیری پیشرفته ای مانند گوگل آنالیتیکز و نرم افزارهای اتوماسیون بازاریابی، میشه یه مشتری رو از بدو ورود به سایت و پیمودن مراحل جور واجور تا انجام خرید پایانی ردیابی کرده و بهترین کانالا رو واسه جذب مشتری شناسایی و پیشرفت داد.

یکی از کلیدی ترین کانالای جذب بازدید کننده و ترافیک به سایت و افزایش فروش شرکت، بازاریابی از راه موتورهای جستجو اینترنتی مانند گوگله. طوریکه وقتی فردی کلمات کلیدی مربوط به کار و کاسبی شما رو در گوگل جستجو می کنه، نشانی سایت شما در بالاترین جایگاه یافته های ظاهر شه و با کلیک روی اون وارد سایت شما شده و با اجناس و خدماتتون آشنا شه.

واسه این کار باید سایت خود رو سئو یا واسه موتورهای جستجو بهینه سازی کنین. سئو اصول و قواعدی داره که آشنایی شما با اون واسه رشد اینترنتی کار و کاسبی تون بسیار لازمه. واسه آشنایی با اصول سئو و بازاریابی محتوایی می تونین مقالات وبلاگ رو مطالعه کرده و یا کتاب اختصاصی رو با عنوان “سئو محتوا یا بازاریابی محتوا محور” به طور کامل رایگان از راه لینک صفحه زیر دانلود کنین:

بازاریابی محتوا

تفاوت بازاریابی چریکی و سنتی

مقایسه بازاریابی چریکی و سنتی

در مقالات اصول بازاریابی و تبلیغات رو معرفی کردیم و مفاهیم مربوط به بازاریابی چریکی رو بررسی کردیم. امروز باید بدونیم که در عمل مرز میان بازاریابی چریکی و سنتی چیه و در دنیای تجارت امروز چه روشی موجب موفقیت شرکتا می شن.

چیجوری شرکتایی نوپا مانند اینستاگرام و پینترست به برنده هایی جهانی تبدیل می شن و با بزرگترین شرکتای تحت وب مانند فیسبوک به رقابت بپردازند؟

شاید تصویر کنین که راه اندازی یه شبکه اجتماعی با این همه رقبای پر طاقت و سمج یه شکست بزرگ و حتمی میشه ولی شک نکنین که هر سال شبکه های جدیدی رو مشاهده می کنین که با ایده های جذاب و کارمندان محدود بازار رو به تصرف خود در میارن. واسه حضور در این میدون بهتره دید خود رو به مسائل تغییر بدیم و هدفی متفاوت با چیزی که تا الان آموخته ایم رو به اجرا بذاریم. در ادامه ۲۰ فرق اصلی و مهم بازاریابی چریکی با روشای سنتی رو تقدیم حضورتون می کنیم که از کتابی با همین نام برداشت شده.

ایده

۲۰  فرق بازاریابی چریکی با بازاریابی سنتی

۱ – بازاریابی چریکی مدعیه که اگه می خواین سرمایه گذاری کنین؛ اشکالی نداره. اما اگه بخواین انرژی، تخیل، زمان و اطلاعات رو سرمایه گذاری کنین احتیاجی به پول ندارین این در حالیه که بازاریابی سنتی مدعیست واسه یه بازار مناسب باید سرمایه گذاری مالی کنین.

سرمایه گذاری

۳ – اصل و صورت بازاریابی چریکی، کار و کاسبیای کوچیک ان، یعنی شرکتایی که آرزوهای بزرگ با بودجه های کم دارن. این در حالیه که بازاریابیای سنتی به کار و کاسبیای بزرگ وابسته .

۴ – روند کار در بازاریابی سنتی از راه فروش ، جواب به پیشنهادات ، سایت و یا موجودی انبار آزمایش می شه ؛ که این عملیات اشتباه هستن . در بازاریابی چریکی هدف اصلی ، مقدار سوده ، که باید واسه اون ارزش و توجه قائل شیم . در بعضی از شرکتا تماشاگر این مسئله بوده ایم که فروش خیلی بالایی داشتن، اما در آخر ، پول از دست دادن . پس سود دهی تنها چیزیه که نشون میده کارکرد ما چیجوری بوده، که واسه رسیدن به این هدف باید از بیشترین حد توان خود و نیروهای کاری استفاده کرد .

۵ – بازاریابی سنتی براساس قضاوت و تجربه س ؛ روش براساس حدسیات . اما در بازاریابی چریکی نمیشه اشتباه حدس زد ، از این رو بیشتر به قوانین رفتار انسانی یعنی روانشناسی متکیه . ۹۰ درصد تموم تصمیمات خرید ، در ناخود آگاه مغز به وجود میاد .

روانشناسی

با تکرار میشه وارد قسمت ناخودآگاه مغز شد.

۶ – بازاریابی چریکی عقیده داره کسب وکار خود رونق بدین ولی نباید هدفتون رو از یاد ببرین ، چون همین هدفه که شما رو به اینجا رسونده ، حال بازاریابی سنتی عقیده داره که تجارت تون رو گسترش و گسترش بدین و بعد موجودی کالا و خدمات تون رو زیاد کنین .

۷ – یکی از موارد آموزشی در بازاریابی سنتی ، اینه که تجارت خود رو به طور خطی رشد بدین ، یعنی اینکه مشتریان رو یکی یکی اضافه کنین که این روش مقرون به صرفه ایی نیس.

بازاریابی چریکی معتقد بر غیر خطی و هندسی بودن، راه رشد کسب و کاره .

۸ – بازاریابی سنتی عقیده داره که فروش پایان بازاریابیه این در حاله که در این روش تموم تلاش خود رو واسه فروش انجام میدن . بازاریابی چریکی عقیده داره که ۶۸ درصد کسب و کارا در اثر بی تفاوتی بعد از فروش به هدر می رن ( ندیده گرفتن مشتریان پس از خرید).

در بازاریابی چریکی، رابطه دائمی با مشتریان از اهمیت بالایی برخورداره، از این رو چریکا به هیج عنوان مشتری رو از دست نمی دن.

۹ – بازاریابی سنتی به شما می آموزد که کدوم یکی از رقبای خود رو از دور رقابت خط بزنین ولی در بازاریابی چریکی رقبا و کار و کاسبیای موفق رو زیر نظر می گیرن و بررسی می کنن که کدوم یکی از اونا موفق ترن، تا بتونین از راه همکاری با اونا ، بازار کار و کاسبی خود رو خود رو گسترش بدین ، اینطوری هزینه بازاریابی به دلیل همکاری و شراکت با بقیه کم میشه.

در بازاریابی چریکی اصطلاحا به کار «بازاریابی همکارانه » می گن که معنی دقیق اون اینه که یا همکاری کنین یا شکست بخورین.

۱۰ – بازاریابی سنتی داشتن علامت تجاری واسه معرفی شرکت از اهمیت بالایی برخورداره . ثبت اطلاعات تصویری در مغز آدم ۷۸ درصد بیشتر از ثبت اطلاعات صوتی در حافظه س. اما بازاریابی چریکی بر این اعتقاده که در دنیای تجاری امروز دیگه کارایی نداره ؛ این در حالیه که ، در بازاریابی چریکی یه علامت چشمی یا کلامی هست که معرف کامل شرکته (علائم بین المللی ترافیک) .

۱۱ – بازاریابی سنتی همیشه بازاریابی « من » بوده. به وب سایتای جور واجور برید و مطالب زیادی در « مورد شرکت ما » و « در مورد تاریخ ما » و « در مورد اجناس ما » و « در مورد مدیریت ما » ببینین. اما مردم توجهی به شما ندارن . بازاریابی «من » اونا رو خواب آلوده می کنه. به خاطر همین بازاریابی چریکی ، همیشه « شما » رو تمرین می کنه. در این نوع تبلیغات ، هر واژه هر ایده در مورد مشتری با کسیه که به سایت رفته.

مردم علاقه ای به شرکت شما ندارن، اون چه که مورد علاقه اوناس، خودشونه. اگه در مورد اونا صحبت کنین، با کمال دقت گوش میدن.

۱۲ – هدف بازاریابی سنتی در برخورد با مشتری اینه که چی می تونه از مشتری بگیره ، اما در بازاریابی چریکی مسئله قابل توجه اینه که درک کاملی از ارزش زندگی مشتری هست و هدف اینه که چی رو می تونن به مشتری بدن و به دنبال راه هایی هستن که از اون روش بتونن خدماتی رو به صورت رایگان در اختیار مشتری بذارن.

در دنیای ارتباطات امروز ، چریکیا با به کار گیری اطلاعات با ارزشی مثل برشور ، جزوه ، اطلاع رسانی در تلویزیون و وب سایتای اطلاعاتی ، رو به مشتریان هدیه می کنن . میشه گفت بازاریابی ، فرصتی واسه مشتریاس که به هدفای خود دست پیدا کنن . هم اینکه واسه صاحبین مشاغل، فرصت مناسبیه تا بتونن نیازای مشتریان رو محقق کنن.

اگه شما بتونین خدمات مناسب رو به صورت رایگان ارائه بدین، یه چریکی هستین .

۱۳ – بازاریابی سنتی بر این اعتقاده که ایمیل، سایت و تبلیغات در بازاریابی موثره . ولی بازاریابی چریکی نظری برخلاف این باور داره و به این اصطلاحات مزخرفات میگه و عقیده داره که تبلیغات دیگه قادر به انجام کاری نیس . هم اینکه در مورد وب سایتا ، که عقیده داره که، بازاریابی از این روش یه شوخیست. در دنیای امروز مردم این مسئله رو آموخته ان که اگه پا در این مسیرها بذارن راهی جز شکست در برابرشان نیس. در سالای گذشته ایمیلای گروهی موثر وقع می شدن ، اما دیگه اینطوری نیس . حال این سوال پیش میاد که، پس چه راهکارهایی تاثیردارن؟

بازاریابی چریکی به این نتیجه رسیده است که ترکیبات در بازاریابی موثره. یعنی داشتن بروشور به همراه ایمیلای گروهی و فعال بودن سایت ،که همه اونا با هم می تونن موثر باشن. واسه موفقیت در بازاریابی دیگه نمیشه به صورت «تک اسلحه » انجام داد.

۱۴ – در بازاریابی سنتی در آخر هر ماه درآمد حاصله از فروش محاسبه می شه این در حالیه که، در بازاریابی چریکی تعداد مشتریان جدید در الویته.

واقعا چریکیا از درآمد بالا بدشون نمیاد ولی کلید رسیدن به موفقیت رو در روابط طولانی می دونن.

۱۵ – در بازاریابی سنتی به داشتن فناوری و به روز کردن اون اهمیتی نمی دن. این در حالیه که داشتن فناوری و به کار بردن اون می تونه به کار و کاسبیای کوچیک رونق دهد و به اونا این فرصت رو میده که بدون صرف هزینه بالا کارایی رو بکنن که شرکتای بزرگ با سرمایه های کلان اون کارا رو انجام میدن. در بازاریابی چریکی تاکید بر اینه که نباید از فناوریای جدید ترسید بلکه باید اونو لازمه کار و بازاریابی دونست و ترس از آوردن علم فناوری در بازاریابی رو واسه کار و کاسبی کشنده می دونه.

میشه این طور نتیجه گرفت که میدون فعالیت بازاریابی سنتی وسیعتر از بازاریابی چریکیست که به صورت نانویی کار می کنه.

۱۷ – بازاریابی سنتی ، کلی نگره ، یعنی با اینکه به چیزای مهمی مانند بروشور، مجلات، روزنامه ها ،رادیو ، تلوزیون و وب سایتا توجه داره و از اونا کمال استفاده رو می کنه، اما به جرئیات کوچیک اهمیت نمی ده. در نقطه مقابل، بازاریابی چریکی جزئی نگره و به تموم زاویه ها توجه داره ؛ مثل ، دکوراسیون دفتر کار، نوع پوشش پرسنل و روش جواب دادن به تلفن.

۱۸ – تعریف بازاریابی در بازاریابی سنتی فروش کالا و خدماته، اما این تعریف دیگه الان به کار نمی ره. تعریف بازاریابی در بازاریابی چریکی فرق داره.

چریکیا می گن که رضایت مشتریان از کالا و خدمات شما می تونه شما رو نسبت به آینده کاریتون امیدوار تر کنه.

۱۹ – بازاریابی سنتی به طور کامل مثل یه صحبت یه نفره س در مواقع متکلم وحده که فقط اون همه حرفا رو می زنه و همه چیز رو می نویسه و فقط بقیه گوش میدن و نوشته ها رو می خونن و به سختی میشه باور داشت که این کار می تونه پایه یه رابطه خوب و ثمربخش باشه. در بازاریابی چریکی این جور نیس؛ بلکه افراد باهم تعامل می کنن. شخصی صحبت می کنه و شخص دیگری جواب میده، این جوری س که مشتری با بازاریاب رابطه خوبی برقرار می کنه.

۲۰ – بازاریابی سنتی زمینه های انجام بازاریابی رو می شناسونه ، مانند: مجلات ، روزنامه ها ، تلوزیون ، رادیو و اینترنت اما در بازاریابی چریکی بیشتر از ۳۰۰ زمینه واسه بازاریابی شناسایی می شه که بیشتر اونا رایگان هستن.

بازاریابی چریکی واسه کسائی که کار و کاسبی تازه ایی رو شروع کردن کاربرد بسیار زیادی داره ، چون الان رقابتا شکل سخت تر و زیرکانه تری به خود گرفتن و با بازاریابی چریکی میشه در میدون رقابت حرفی واسه گفتن داشت.

تغییرات در صفحه نتایج گوگل

تغییرات  کوچیک در صفحه یافته های جستجوی گوگل

صفحه یافته های جستجو هم واسه کاربران اینترنتی و هم واسه وبمستران اهمیت بسیار زیادی داشته و همیشه کوچیکترین تغییرات در اون بازخوردهای مختلفی بهمراه داره. در گذشته هم در مقالات به بعضی از این تغییرات مانند نمایش بنر تبلیغاتی در صفحه یافته های جستجوی گوگل اشاره شده بود.

در هفته گذشته کاربران تغییرات جدیدی رو در یافته های جستجوی گوگل دیدن که با در نظر گرفتن آزمایشی بودن این تغییرات ممکنه واسه همه نشون داده نشه. تغییرات اصلی در صفحه یافته های جستجو عبارتند از، حذف خط زیر (underline) از عنوان در یافته های جستجو که خوندن متون رو بسیار راحت تر می کنه و بزرگتر شدن اندازه فونتا در عنوان که توجه بیشتری به خود جلب کنن.

با در نظر گرفتن آزمایشی بودن این سیستم جفت و جور تصاویر مناسب واسه مقایسه حالت جدید و قدیمی کمی زمانبر بود و نیاز به آزمایش از مرورگرها و آی پیای جورواجور داشت. با این وجود صفحه یافته های جستجوی گوگل واسه عبارت “” رو در دو حالت جدید و قدیم واسه شما در تصاویر زیر به نمایش می ذاریم.

این تغییرات مشکلاتی رو هم بهمراه داشته و در مواردی کاربران از نمایش ناجور عنوان صفحات در یافته های جستجوی گوگل خبر دادن. با در نظر گرفتن اینکه این تغییرات همه ظاهری بوده و بنظر میرسه که با تغییر CSS صفحه قابل اجرا هستن مشاهده مشکلات در عنوان صفحات کمی عجیب بنظر میرسه. در ادامه یکی از تصاویر منتشر شده به وسیله کاربران در مورد مشکلات گذشته رو می بینین:

مشکلات

فرض کنین که گوگل تعداد کاراکترهای نشون داده شده در بخش توضیحات هر نتیجه جستجو رو کاهش یا زیاد کنه، در اینصورت باید بخش توضیحات متای سایت خود رو متناسب با امکانات جدید طراحی کنیم.

تغییرات جدید در الگوریتم گوگل

تقریبا تموم اطلاعات فرستاده شده به وسیله  وسایل بررسی کلید واژه فرستاده شده از یه آپدیت کلی در ۳ روز گذشته در الگوریتم گوگل خبر میدن . اما ، براساس اون چیزی که ما پس از بحث و رد و بدل کردن نظر با همکاران بیرون مرز کشور انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که تغییرات اونطور که به نظر میان بزرگ نیستن.

Mozcast در ۲۰ آگوست و بعد ابزارای دیگه مانند SERPs.com، SERP متریک و Algoroo در ۲۱ آگوست ،  تغییرات بزرگی رو نمایش میدن، کل گزارشات نمایانگر تغییر کلی ای در تاریخ ۲۰ آگوست بودن.

رتبه بندیا تغییرکردهه؟ اینا یه تغییر الگوریتم رتبه بندی بود؟ این تغییرات پس لرزه پنالتیای جدید بود؟ و یا یه تغییر رابط کاربر بود؟ ما بازم مطمئن نیستیم. اما یافته ها از اتفاق بزرگی حکایت می کنن. نکته خیلی مهم اینه که تغییرات درالگوریتم گوگل هنوز صدای کسی رو بلند نکرده که شاید مربوط به شرایط پایان فصل تابستون و کاهش کاربران در اینترنت باشه.

شما متوجه هر گونه تغییر کلی در گوگل آنالایتیک خود طی چند روز گذشته شدین؟

در صورت مشاهده این تغییرات حتما ما رو باخبر کنین تا بررسی بیشتری روی عمق و دامنه این تغییرات انجام بدیم.

تغییرات جدید در افزونه Yoast

آموزش تغییرات جدید در افزونه Yoast

اگه با افزونه سئو وردپرس  یا همون Yoast سرو کار داشته باشین شاید فهمیدین که تازگیا نسخه ای جدید از این افزونه منتشر شده که دارای قابلیتای جدیدیه. در بروزرسانی جدید Yoast علاوه بر امکانات قبلی سئو، بخشی به نام content اضافه شده که ساختار مقالات سایت رو از نظر نگارشی، خوانایی و طول محتوا بررسی می کنه.

با در نظر گرفتن درخواست تکراری شما از دوره آموزشی کامل واسه آموزش سئو وردپرس جفت و جور و منتشر شده، امکانات جدید Yoast در بخش Content در این دوره آموزشی نبود که در این مقاله به شکل کامل بررسی و معرفی میشه.

روش هدف دار تیم Yoast واسه تغییرات جدید

تیم Yoast با بررسی جنبه های زبون شناسی و محتوایی و تاثیر اون روی کاربران تلاش کرده تا چک لیست مناسبی رو در بروزرسانی جدید افزونه Yoast بسازه. نتیجه گیری تیم تحقیقاتی Yoast بر این اساسه که کاربران سایت معمولا جمله های طولانی  و نامعلوم رو دوست ندارن و در کمترین زمان میخوان به هدف خود برسن.

در ادامه ۶ عامل اضافه شده به افزونه سئو وردپرس که در بخش content نشون داده می شن تقدیم حضورتون می کنیم.

بررسی عنوانا یا تگای h

در آپدید جدید Yoast چک لیستی به نام زیر عنوان اضافه شده که همه تگای h موجود در محتوا رو براساس تعداد تکرار،طول، و کلمات استفاده شده سبک و سنگین میکنه.

آدمایی که متنی رو در صفحات وب مطالعه می کنن معمولا زمان کمی دارن، اونا میخوان در کوتاهترین زمان اطلاعاتی رو از صفحات وب به دست بیارن. از اونجایی که افراد قبل از خوندن کلی متن با خوندن سرفصلا، دید کلی از محتوای سایت به در نتیجه زیرعنوان خوب نه فقط یه دید کلی به خواننده میده بلکه دلیل می شه ساختار متن به درستی سازمان دهی شه و خوانایی متن زیاد شه.

  • موقع نوشتن یه مقاله باید از زیر عنوانا هم در متن مقاله استفاده شه
  • بعد از هر عنوان متنی نوشته شه که علاوه بر توضیح عنوان اصلی در بردارنده زیر عنوان خود هم باشه
  • استفاده زیاد از زیر عنوانا پیشنهاد نمی شه و خوانایی متن رو نابود می کنه
  • طول متن زیر عنوان معمولا با متنی که بعد از زیر عنوان نوشته می شه سنجیده می شه

ملاک افزونه سئو وردپرس واسه چراغای سبز و قرمز به این صورته که اگه مقاله شما بعد از هر زیر عنوان

  • دارای ۳۰۰ کلمه باشه شما یه چراغ سبز دریافت می کنین.
  • دارای بیشتر از ۳۰۰ و کمتر از ۳۵۰ کلمه باشه چراغ نارنجی دریافت می کنین
  • دارای بیشتر از ۳۵۰ کلمه باشه چراغ قرمز دریافت می کنین

هم اینکه اگه مقاله شما دارای زیر عنوان نباشه چراغ قرمز دریافت می کنین.

 

بررسی طول پاراگراف به وسیله افزونه Yoast

آدمایی که واسه خوندن محتوایی به سایت شما مراجعه می کنن معمولا عاشق مقالاتی با پاراگرافای کوتاه می شن. وجود پاراگرافای طولانی واسه کاربران دلسرد کننده س و پاراگرافای بسیار کوتاه هم ارزش محتوایی واسه کاربران نداره. بررسی محتوایی پاراگرافای تیم Yoast در بروزرسانی جدید به این صورته که پاراگرافایی که

  • شامل کمتر از ۱۵۰ کلمه باشن یه چراغ سبز دریافت می کنن
  • شامل بیشتر از ۱۵۰ کلمه و کمتر از ۲۰۰ کلمه باشن چراغ نارنجی در یافت می کنن
  • شامل بیشتر از ۲۰۰ کلمه باشن چراغ قرمز دریافت می کنن

در نظر داشته باشین که پارگرافاتون زیادتر از اندازه هم کوتاه بی کاربرد نباشن، هر پاراگراف باید مفهومی تقریبا جداگونه و کاربردی رو در اختیار کاربران بذاره.

بررسی طولانی بودن جملات در بخش contetn افزونه سئو

هر کدوم از جملات مقاله سایت هم باید دارای اندازه مناسبی باشه تا خوانایی متن زیاد شه. جملات طولانی دلیل می شه کاربران در طول مطالعه اول جمله رو فراموش کرده و در نتیجه نتونن رابطه بین کلمات رو بفهمن. البته دست کم طول هر کدوم از جملات باید ۲۰ کلمه باشه در نتیجه افزونه Yoast در بروزرسانی جدید آنالیزی از ساختار و انسجام جملات هم در اختیار کاربران قرار میده و به شکل زیر امتیاز مناسبی رو در اختیار کاربران خود قرار میده:

  • اگه کمتر از ۲۵ درصد جملات مقاله شامل بیشتر از ۲۰ کلمه باشه چراغ سبز دریافت می کنین
  • اگه بیشتر از ۲۵ درصد و کمتر از ۳۰ درصد جملات شامل بیشتر از ۲۰ کلمه باشه چراغ نارنجی دریافت می کنین
  • مقاله ای که بیشتر از ۳۰ در صد جملات اون دارای ۲۰ کلمه باشه چراغ قرمز دریافت می کنه

یعنی در بعضی جملات خود می تونین بیشتر از ۲۰ کلمه استفاده کنین ولی نباید درصد این جملات در متن شما بالا باشه، ملاک افزونه واسه تعیین پایان جمله نقطه یا رفتن به خط بعده.

به کار گیری کلمات ربط در جملات

به کار گیری کلمات ربط دلیل می شه رابطه بین جملات مشخص شه و خوانایی متن بالا بره. به کار گیری کلماتی از جمله پس، از اونجا که، به طور مثال، ولی، اما و…. دلیل می شه کاربران درک بیشتری ازمحتوای مقالات  داشته باشن. البته این مورد شاید در زبون فارسی به درستی عمل نمیکنه.

در بروزرسانی جدید افزونه Yoast اگه

  • دست کم ۳۰ درصد جملات در متن شامل یه کلمه ربط باشه چراغ سبز دریافت می کنین
  • دست کم بیشتر از ۲۰ درصد و کمتر ۳۰ درصد از جملات دارای یه کلمه ربط باشه چراغ نارنجی دریافت می کنین
  • و در صورت اینکه کمتر از ۲۰ درصد جملات مقاله دارای کلمه ربط باشه چراغ Yoast به رنگ قرمز تبدیل می شه.

یعنی اگه در هر ۵ جمله کمتر از ۱ بار از کلمه ربط استفاده کنین چراغ قرمز دریافت می کنین که نشونه ای از پیچیده بودن محتوای شما هستش.

به کار گیری افعال نامعلوم در جملات

به کار گیری افعال نامعلوم در زبانای انگلیسی بسیار رایجه. همونجوریکه میدونید فاعل فعلای نامعلوم نامشخصه. تیم Yoast با بررسیای زبون شناسی که انجام داده به این نتیجه رسیده که بهتره به کار گیری افعال نامعلوم تا حد امکان در جملات سایت کم بشه. در نتیجه تیم Yoast پیشنهاد کرده واسه اینکه چراغ سبز دریافت کنین باید تنها کمتر از ۱۰ درصد جملات مقاله دارای افعال نامعلوم باشن.

این مورد در زبون فارسی هم صدق میکنه، زمانیکه از افعال نامعلوم در جملات خود اضافه میکنیم خواننده متن باید واسه درک اون انرژی و هوش بیشتری صرف کنه. مثلا میشه یه جمله رو به دو صورت زیر بگیم، بنظر شما درک کدوم راحت تره؟

  • با گسترش آتیش سوزی، تموم شهر پوشیده از دود و خاکستر شد.
  • آتیش سوزی موجب شد تموم شهر پوشیده از دود و خاکستر شه.

اندازه گیری اندازه سختی مقاله ( Flesch Reading Ease)

چراغ آخر Yoast در بخش جدید خود به نام content مربوط به اندازه سهولت محتواس که با به کار گیری یه الگوریتم تایید شده سهولت متن سنجیده می شه. این چراغ فقط و فقط در مقالات انگلیسی روشن می شه (از زبون وردپرس شما تشخیص داده میشه).

در آخر میشه اشاره کرد اگه اگه طی چند وقت گذشته روش هدف دار خود رو روی تولید محتوا و رابطه مناسب با کاربران قرار دادین مشکلی با بروزرسانی جدید افزونه Yoast دارین و خیلی راحت می تونین ۶ چراغ سبز رو دریافت کنین. تغییرات جدید در افزونه Yoast بیان کننده افزایش اهمیت محتوا در سئو میشه و همونجوریکه در مقالات قبلی  اشاره شده محتوای تازه و تولید محتوای باکیفیت واسه گوگل از اهمیت بالایی برخورداره.

مشکلی

 

تغییر نام گوگل وبمستر تولز

تغییر نام وبمستر تولز به Search Console

گوگل حدود ۱۰ ساله که وسیله وب مستر خود رو ارائه داده. این وسیله مقیاسای اندازه گیری و ابزارای متفاوتی رو واسه مدیران سایتا جفت و جور می کنه تا مدیریت بهتری بر کارکرد سایت خود و روند پیشرفت اون داشته باشن. شرکت گوگل تازگیا تصمیم به ایجاد نام تجاری جدیدی واسه وب مستر تولز به نام Search Console کرده.

هدف از Search Console ارائه ابزاری کامل از اطلاعات درمورد جستجو و مسائل مربوط به اون هستش.

وسیله جدید گوگل به نام Search Console با هدفی متفاوت و نگاهی عمومی تر راه اندازی شده. در نگاه اول ممکنه فرق خاصی در کارکرد اون مشاهده نکنین ولی امکانات بسیاری به اون اضافه شده تا این وسیله قوی دیگه به یه وسیله واسه مدیران سایتا محدود نشه و افراد بیشتری مانند برنامه نویسان موبایل بتونن از اون بهره بگیرن.

موبایل

وسیله Search Console گوگل چیه؟

اگه شما یه پیشرفت دهنده نرم افزارهای اندرویدی باشین شک نداشته باشین براتون جالبه که بدونین کدوم یکی از محتوای برنامه اندروید شما در یافته های جستجوی گوگل ایندکس گذاری شده و کدوم یکی از صفحات برنامه اندروید شما واسه کاربران جذاب تره یا کدوم صفحات در عمل با مشکل مواجه می شن. یکی از قابلیتای جدید Search Console مشخص کردن چگونگی ایندکس محتوای نرم افزار موبایل به وسیله گوگله.

ثبت برنامه اندرویدی در Search Console گوگل

وسیله Search Console رو باز کنین و نام برنامه اندروید خود رو وارد کنین. به طور مثال نشانی (android-app://com.websima.) به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که داده ها در این وسیله فقط به صاحبان نرم افزار نشون داده می شه.پس باید از حساب Google Play استفاده کنین تا Search Console فهمیده باشه شما اجازه دسترسی به برنامه اندروید رو دارین. اگه دسترسی ار روش Google Play ممکن نشد گزینه verify رو انتخاب کنین.

با به کار گیری وسیله Search Console سایت خود رو به برنامه اندروید وصل کنین.

رابطه سایت با برنامه اندروید عملی لازمه چون که این رابطه باعث می شه موتورای جستجو ایندکس گذاری بهتری روی برنامه شما داشته باشن و موتورای جستجو محتوای برنامه شما رو بهتر بفهمن و رتبه بهتری به برنامه اندروید شما بدن. البته این کار فقط واسه برنامه هایی که به شکل آنلاین و به شکل یه سایت جفت و جور می شن مورد استفاده میشه مانند اینستاگرام یا دیوار.

از کارکرد محتوای برنامه اندروید در موتورای جستجو خبردار شین.

وسیله Search Analytic report گوگل اطلاعات جزئی زیادی رو واسه شما جفت و جور می کنه. به وسیله وسیله Search Analytic report می تونین ترافیک سایت خود رو ببینین و دسته بندیا روی داده ها رو برحسب منطقه،تاریخ، دستگاه و … انجام بدین. هم اینکه می تونین داده ها رو برحسب تعداد کلیکا و مقیاسای دیگه مانند impressions،ctr و … فیلتر کنین.

مطمئن شید که موتورای جستجو محتوای برنامه شما رو فهمیدن.

اگه موتورای جستجو گوگل هنگام ایندکس گذاری برنامه با مشکل مواجه شن نمی تونن لینکای پیوندی تو در تورو در یافته های موتورای جستجو نشون بدن. وسیله Crawl Errors report که در search console هست می تونه نوع و تعداد خطاایی که موتورای جستجو گوگل کشف می کنن رو به ما نشون بدن.

محتوای برنامه اندروید رو به روش گوگل ببینین.

شما می تونین با وسیله Fetch as Google tool for apps که در Search Console قرار داره بررسیای محتوایی انجام بدین. این وسیله کمک می کنه از نبود یکی بودن محتوای برنامه اندرویدی و سایت خود با خبر شید. بیشتر نبود یکی بودن محتوایی برنامه اندروید و سایت به دلیل منابع بسته کننده برنامه اندروید و یا وجود پنجره های پاپ آپه.

در آینده اطلاعات و مقالات تکمیلی واسه امکانات جدید این سیستم و چگونگی کار با اونا از راه بخش مقالات ارائه می شه. لطفا نظرات خود رو در مورد تغییرات گوگل و امکانات جدید این سیستم در بخش نظرات همین مقاله مطرح کنین.

تغییر عنوان صفحات توسط گوگل

اهمیت تعیین عنوان صفحات سایت

گوگل واسه رتبه بندی صفحات و تعیین کلید واژه هر صفحه به موارد زیادی در محتوا از جمله عنوان صفحات ، توضیحات متا و .. توجه میکنه. شما می تونین با تعریف درست تگ Title عنوانی که در نمایش یافته های جستجوی گوگل واسه هر صفحه نشون داده میشه رو به دلخواه تغییر بدین. با این حال در موارد زیادی مشاهده میکنیم که گوگل این عنوان صفحه رو ندیده گرفته و خود واسه عنوان شما تصمیم میگیره.

راهنمای انتخاب Meta Title

عنوان متا نقش مهمی در انتقال اطلاعات و موضوع صفحه شما به کاربران موقع مشاهده یافته های جستجوی گوگل داره و باید مربوط به محتوا انتخاب شه. کلیک کاربران روی یافته های جستجوی گوگل وابسته به همین نکته س و با انتخاب درست اون می تونین شانس خود رو واسه جذب باردیدکننده بیشتر زیاد کنین. در ادامه چند نکته اساسی که از طرف بخش راهنمای گوگل پیشنهاد شده رو تقدیم حضورتون می کنیم:

  • واسه هر صفحه از سایت خود عنوان رو در تگ تعریف کنین. اگه سایت شما صفحات زیادی داره و مطمئن نیستین که واسه هرکدوم عنوان به درستی تعیین شده می تونین از حساب گوگل وبمستر سایت و بخش HTML improvements وضعیت عنوان صفحات رو بررسی کنین.
  • عنوان صفحه باید توضیحاتی در مورد محتوای اونو در خود داشته باشه، به کار گیری کلمات عمومی مانند “خونه” ، “صفحه اصلی” یا “درباره ما” نمی تونه انتخاب مناسبی باشه. هم اینکه تعداد کاراکترهای عنوان نباید بیشتر از ۷۰ باشه چون گوگل امکان نمایش کامل اون در یافته ها رو نداشته و تنها تا ۷۰ کاراکتر اول قابل مشاهده میشه.
  • به کار گیری کلمات کلیدی صفحه در عنوان چیزی طبیعی بوده و بر سئو شما اثر میذاره ولی دلیلی نداره که کلمات رو دو سه بار بکار ببرین. استفاده زیادتر از اندازه کلید واژه در عنوان ممکنه موجب شه گوگل صفحه شما رو به عنوان اسپم شناسایی کنه.
  • اسپم

  • عنوان صفحات باید خاص و منحصر بفرد باشه. با در نظر گرفتن اینکه محتوای هر صفحه از سایت با دیگری فرق داره عنوان اونا هم باید خاص باشه. مثلا به کار گیری عنوان تکراری تو یه سایت فروشگاهی به شکل “عرضه مستقیم اجناس فرهنگی” یا “خرید اینترنتی زیر قیمت” واسه تموم اجناس امکان تشخیص فرق صفحات سایت و محصول هرکدوم رو از کاربران می گیره.
  • قیمت

  • هم اینکه به کار گیری اطلاعات و کلمات مهم زیاد در عنوان صفحه پیشنهاد نمیشه اگه واسه یه صفحه عنوانی مانند “استاد شجریان – بیوگرافی، آلبوما، عکس، دانلود و …” رو بکار ببرین گوگل در تشخیص عنوان به مشکل می خوره. در این موارد بهتره عنوان مانند” استاد شجریان، بیگرافی و معرفی آثار” رو بکار ببرین و جزئیات موجود در صفحه رو به بخش توضیحات متا منتقل کنین.
  • گوگل وبمستر صفحاتی که دارای عنوان تکراری هستن رو به شما نشون می ده، واسه اینکار باید به همون بخش HTML improvements مراجعه کنین.
  • برندینگ و قرار دادن نام شرکت یا سایت در عنوان صفحه، فقط واسه صفحه اصلی سایت و صفحات مهم مانند “درباره ما” و “تماس با ما” پیشنهاد میشه. به کار گیری عنوان سایت در متای Title تموم صفحات سایت کار درستی نیس و موجب تکرار یه عبارت در اونا میشه. اگه به هر دلیل اصراری بر این کار دارین عنوان سایت رو از عنوان صفحه جدا از هم کنین، بهترین روش به کار گیری کاراکترهایی مانند “-“، “:” و “،” است. مانند “تغییر عنوان صفحه به وسیله گوگل – ”
  • در صورت نبود رعایت موارد بالا گوگل به تشخیص خود و با در نظر گرفتن محتوا، عنوان صفحه رو تغییر داده و به کاربران نشون میده. معمولا تگای H1 و H2 انتخابای گوگل واسه جانشین عنوان هستن. اگه شمام با این مشکل مواجه شدید، عنوان صفحات رو بازبینی کرده و تغییرات لازم رو در اونا بسازین.

    در نظر داشته باشین که انتخاب مناسب عنوان متا علاوه بر تاثیری که در سئو سایت و تعیین کلمات کلیدی داره میتونه تشویق کننده کاربران واسه انتخاب سایت شما از بین بقیه یافته های جستجوی گوگل باشه.

    تعیین جایگاه کلمات کلیدی

    جایگاه کلمات کلیدی سایت در وبمستر گوگل

    هدف از تولید محتوا در کنار جلب رضایت کاربران، افزایش ورودی سایت از متورهای جستجوئه. به همین منظور وبمستران هر صفحه از سایت خود و یا هر مطلب جدید رو متناسب با عبارت یا کلید واژه خود سئو میکنن، رعایت نکات مربوط به سئو مطالب و هدف گذاری روی یه عبارت مشخص به معنی موفقیت صد در صدی در رتبه بندی یافته های جستجوی گوگل نیس، با این وجود در خیلی از موارد صفحات شما واسه کلماتی مناسب ولی متفاوت با هدف گذاری شما جایگاه مناسبی کسب میکنن.

    وبمستر گوگل و بطور مشخص بخش Search Queries امکان شناسایی این کلمات رو به شما میده. هم اینکه اطلاعاتی در مورد تغییر جایگاه شما واسه هر کلید واژه و تعداد بازدیدکننده جذب شده از راه اون به سایت هم بدون هیچ سختی ای از همین بخش میشه دید. در این مقاله از بلاگسیما می خوایم تا شما رو با امکانات بخش Search Queries آشنا کرده و چگونگی به کار گیری هرکدوم رو به شما معرفی کنیم. اطلاعات اولیه از بخش پشتیبانی وبمستر گوگل برداشت شده و با به کار گیری تجربیات کارشناسان توضیحات تکمیلی رو به اون اضافه کردیم.

    با ورود به این صفحه شما با اطلاعات مختلفی در مورد کلمات کلیدی اصلی سایت خود روبرو میشین که اینجا هریک رو به شکل جدا از هم بررسی می کنیم، در نظر داشته باشین که کلیه اطلاعات مربوط به کارکرد سایت شما در ۳۰ روز گذشته هستن:

    Queries

    تعداد کل عبارات با کلمات کلیدی که کاربران با جستجوی اونا تو یه ماه گذشته به یکی از صفحات سایت شما برگشت داده شدن.

    Query list

    نمایش لیستی از کلمات کلیدی اصلی سایت شما که با جستجوی کاربران درگوگل صفحات شما نشون داده شدن. وبمستر گوگل تا ۲۰۰۰ کلید واژه رو که دست کم یه یا دوبار صفحات شما رو به کاربران پیشنهاد دادن در این بخش نمایش می ده.

    Impressions

    تعداد دفعاتی که صفحات سایت شما واسه کلید واژه مورد نظر در یافته های جستجوی گوگل ظاهر شدن. یعنی ممکنه شما در رتبه هشتم گوگل باشین و کاربر روی نتیجه اول یا دوم کلیک کرده باشه ولی با در نظر گرفتن اینکه صفحه شما در دسترس و معرض دید کاربران بوده اطلاعات اون در این بخش نشون داده میشه. مقایسه این عدد با تعداد کلیک کاربران میتونه ملاک مناسبی واسه اندازه جذابیت عنوانای مطالب شما باشه، در نظر داشته باشین که درصد بدست اومده رو باید با عدد مورد انتظار مقایسه کنین.

    درصد کلیک کاربران روی یافته های جستجوی گوگل براساس رتبه اونا در مقاله ای با عنوان به چه دلیل باید صفحه اول گوگل باشیم ارائه شده. بطور مثال اگه شما رتبه دوم یافته های جستجوی گوگل تو یه کلید واژه خاص رو داشته باشین بطور متوسط ۱۲٫۵ درصد از کاربران به سایت شما مراجعه می کنن، مقایسه این عدد با درصدی که گوگل وبمستر به شما نشون می ده نشون دهنده اندازه جذابیت عناوین سایت شما هستش. اگه در رتبه دوم گوگل هستین و تنها ۸ درصد از کاربران رو به خود جذب میکنین بهتره که بازنگری اساسی در چگونگی نمایش صفحات خود در گوگل داشته باشین!

    همونطور که از نام اون مشخصه تعداد کلیک کاربران روی صفحات شما در گوگل رو نشون داده و در عمل تعداد بازدیدکنندگان جذب شده از این موتور جستجوئه. این اعداد معمولا گرد می شن و ممکنه فرقی کم با نتایجی که از آمارگیر خود بدست میارید ببینین.

    CTR – Clickthrough Rate

    این ملاک از تقسیم دو ملاک قبلی برهم بدست میاد و نشون دهنده درصد کاربرانیه که روی لینک صفحات شما در یافته های جستجوی گوگل کلیک کردن. بطور مثال اگه صفحات شما واسه یه کلمه خاص به ۱۰۰ کاربر نشون داده شن و تنها ۹ نفر روی لینک شما کلیک کرده باشن CTR شما ۹ درصد میشه.

    Average Position

    رتبه میانگین به شما نشون می ده که صفحه ای از سایت شما که واسه این کلید واژه مناسب تشخیص داده شده معمولا چه رتبه ای رو در یافته های جستجوی گوگل کسب میکنه. رتبه بندی گوگل بسته به موقعیت جغرافیایی، سابقه جستجوی افراد، صفحاتی که دیدن کردن و بسیاری عوامل دیگه تغییر میکنه بطوریکه ممکنه تو یه فاصله وقتی چند ساعته نتایجی که به خود شما نشون داده میشه تغییرات یه یا دو پله ای در جایگاه خود داشته باشن. Average Position در عمل میانگینی از جایگاه کلمات کلیدی شما در یافته ها واسه کاربران جور واجور در سرتاسر دنیاس و بهترین ملاک جهت تعیین رتبه واقعی.

    شما بیشترین حد می تونین اطلاعات مربوط به ۹۰ روز رو مورد بررسی بذارین ولی تغییرات در جایگاه هر عبارت در بازه های وقتی ۳۰ روزه یا کمتر قابل مقایسه س.

    فیلتر کردن یافته های کلمات کلیدی

    در بخش Filters به شما این امکان داده شده که کلمات کلیدی رو با در نظر گرفتن اهداف خود محدود کنین. کلا ممکنه لیست کلمات بسیار طولانی باشه و تعداد خیلی از اونا هم بی ارزش بنظر برسن. امکان فیلتر کردن براساس محل کاربران، درصد کلیک (CTR) و یا حتی کلمات کلیدی ستاره دار (که خود شما انتخاب کردین) در این قسمت جفت و جور شده.

    در بالای لیست کلمات کلیدی دو گزینه Basic و With Change قرار داده شده که در حالت پیش فرض روی Basicه. با کلیک روی گزینه With Change در کنار هر ستون از جدول بخش دیگری اضافه می شه که اندازه تغییرات اون ملاک رو نسبت به دوره یه ماه س قبل به شما نشون می ده. شما می تونین رتبه بندی کلمات کلیدی در جدول رو براساس تغییرات هم ببینین و لیستی از کلماتی که بیشترین پیشرفت یا پس رفت رو داشتن دریافت کنین.

    ارزش جایگاه کلمات کلیدی

    ممکنه شما در خیلی از کلمات کلیدی جایگاه مناسبی کسب کرده باشین ولی واسه شما سودی بهمراه دارن؟ مقایسه اطلاعات این بخش به شما این امکان رو می ده که ارزش واقعی کلمات کلیدی و کسب جایگاه در اونا رو بشناسین. مثلا شما ممکنه رتبه هشتم رو واسه یه عبارت خاص داشته باشین و در عبارت دیگری رتبه اول رو به دست بیارین ولی تعداد کلیک و نمایش به کاربران واسه عبارتی که در اون هشتم هستین بیشتره. مقایسه های اینجور میان کلمات کلیدی به شما کمک میکنه تا ارزش واقعی هرکدوم رو درک کنین. کسب رتبه اول گوگل هدف اصلی شما نیس بلکه هدف اصلی جذب بازدیدکننده از گوگله، همین امر اهمیت هدف گذاری روی کلمات کلیدی و کاربرد وسیله Keyword Planner رو بیشتر از قبل نشون می ده.

    در نظر داشته باشین که یافته های موجود در بخش Search Queries براساس کارکرد کاربران در اینترنت ارائه میشه و در خیلی از موارد جایگاه کلمات کلیدی در اون فرق زیادی با راسته! واسه رسیدن به اطلاعات دقیق باید کمی صبر داشته باشین تا تعداد مشاهدات و یا کلیک یه عبارت به رقم زیادی برسه تا بتونین به درستی جایگاه و ارزش اونو مشخص کنین. عباراتی که کمتر از ۳۰ بار در ماه موجب نمایش سایت شما به کاربران می شن معمولا با اطلاعاتی ناقص و نادرست همراه هستن و نباید ملاک اراده کردن شما قرار گیرند.

    اراده کردن

    در صورت وجود هرگونه ابهام درباره اطلاعات این بخش و یا اشکالات احتمالی در چگونگی ارائه مطالب می تونین با ارسال دیدگاه کارشناسان رو در جریان قرار داده و از نظرات اونا در این مورد استفاده کنین.